تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

فضا

طراحی سایت


فضا
 
وبلاگي با محتويات علمي
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم

فیزیک فضا (Spase Physics)

فهرست مقالات فیزیک فضا

مباحث علمی مباحث کاربردی و تجربی
جو زمین جوسنج
جزیره مغناطیسی تونل باد
علم بالستیک بحران لایه اوزون
اتمسفر شفق قطبی
اگزوسفر لایه تخریب لایه اوزون
فیزیک جو سوراخ لایه اوزون
ماگنتوسفر لایه فروغ آسمانی
تعادل ترمودینامیکی اتمسفر طوفان مغناطیسی
جذب تابش در اتمسفر باد خورشیدی
سیارات ضخامت نوری
شار فوتونی پروپ فضایی مصنوعی
یونسفر لایه جذب تابش در اتمسفر
تولید و اتلاف در یونسفر تولید تابش در اتمسفر
چگالی الکترونی یونسفر یونش فوتونی اتمسفر
ترکیب مجدد در یونسفر تابش فیزیک امواج کوتاه خورشیدی
انتقال و پخش یون در پلاسما مقطع مؤثر فوتویونش
لایه هموسفر یونش فوتوالکترونی اتمسفر
لایه تروپوسفر لایه بار الکتریکی
مقطع یونش پلاسمای یونسفر هلال مغناطیسی
پلاسماسفر تابش تله‌ای
محفظه مغناطیسی پلاسماسفر کمربند تشعشعی زمین
پلاسماپوز بارش شفق قطبی
پیکربندی ماگنتوسفر زمین الکترون مصنوعی
انتشار و جذب فروغ آسمانی پیکربندی شفق قطبی
مخروط اتلاف شفق قطبی شهاب سنگ
تبادل بار الکتریکی در جو زمین ماهواره مصنوعی
قوانین ناوردایی در کمربند زمین سنجش دمای اتمسفر
ترکیب تابش تله‌ای تعیین چگالی اتمسفر
منشأ تابش تله‌ای وان آلن اثر B بر موج الکترومغناطیسی
تحقیقات فضایی فوتوشیمی
مکانیک سماوی منشأ تابش سیاره‌ای
گرانش ارتفاع سنجی
برهمکنش باد خورشیدی و شهاب مورفولوژی و شفق قطبی
قوانین کپلر ریزش پروتونی
اصطلاحات رایج مکانیک سماوی طیف شفق قطبی
مسیر حرکت سیارات مغناطیس سیاره‌ای
مسیر بین سیاره‌ای سفینه میدان مغناطیسی زمین
ساختار اتمسفر توفان مغناطیسی زمین
ترکیبات اتمسفر ماگنتوسفر و باد خورشیدی
معادلات فضا آشوب مغناطیسی زمین
اتمسفر و تابش خورشیدی شار تله‌ای
طول عمر ذرات تله‌ای لایه اوزون
شتاب مکانی
مقطع یونش
یونش اتمسفر بالا
میدان الکتریکی یونسفر
انتقال و پخش در یونسفر
ترکیب مجدد ذرات در اتمسفر
اتلاف یونش اتمسفر
تابش تله‌ای






























نگاه اجمالی

انسان کنجکاو همواره در جریان پیشرفت علوم مختلف از فضای بالای سر خود غافل نبوده ‌است. و تلاش فوق‌العاده زیادی را جهت گشودن اسرار آن انجام داده‌است. انواع ماهواره‌های فضایی ، سفینه‌های فضایی ، تلسکوپهای گوناگون از جمله ابزار و وسایلی هستند که در این راستا توسط انسان ایجاد شده‌اند.

فیزیک فضا یکی از این شاخه‌های علم فیزیک است که تا اندازه‌ای پاسخگوی هزاران سوال موجود در ذهن بشر در مورد فضا می‌باشد. بخشی از فیزیک فضا که در آن اجرام آسمانی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، مکانیک سماوی است. در این بخش نیروهای موثر بر حرکت اجسامی نظیر سیارات ، ماهواره‌ها و پروپهای مصنوعی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

قوانین کپلر

در سال 1619 ، کپلر در مورد حرکت سیارات سه قانون اساسی خود را با استفاده از مشاهدات تیکو براهه بیان کرد. قوانین کپلر که پایه و اساس قوانین نیوتن و مکانیک کلاسیک برای حرکت سیارات است، عبارتند از :


  • حرکت سیارات به ‌دور خورشید در یک مدار بیضوی انجام می‌گیرد که خورشید در یکی از کانونهای آن بیضی قرار دارد.

  • مدار یک سیاره به ‌دور خورشید ، سطحی را تشکیل می‌دهد که این سطح جاروب شده توسط خط واصل بین سیاره و خورشید با زمان حرکت سیاره نسبت مستقیم دارد.

  • نسبت بین مربع دوره تناوب گردش هر سیاره و مکعب نصف محور بزرگ مدار بیضوی ، در مورد هر سیاره منظومه شمسی عدد یکسانی است.

فیزیک اتمسفر

فیزیک فضا یک علم بسیار جدید است. با وجود این یک تکنولوژی مهم سبب حل بسیاری از ناشناخته‌های قبلی بوده ‌است. محیط ، فضایی از اندرکنش‌های زیادی مانند نیروی گرانشی ، ماگنتواستاتیک ، الکترواستاتیک ، الکترومغناطیس و ... ، نسبت به زمان تغییرات مهمی را نشان می‌دهد که طبیعت ترکیب و توزیع ماده ، دمای گاز بین ستاره‌ای را تغییر می‌دهد.

در فیزیک اتمسفر پارامترهای مهم معین در هر نقطه از اتمسفر مانند فشار ، چگالی ، دما ، میدان مغناطیسی زمین ، میدان الکتریکی ، تابش الکترومغناطیسی موجود در اتمسفر ، ذرات باردار و شهاب سنگها مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

برهمکنش نور خورشید با اتمسفر

انرژی تابش خورشیدی در مسیر فاصله خورشید تا زمین در اثر برخورد با گازهای موجود در اتمسفر زمین در فرایندهای مختلفی شرکت می‌کند. در اثر این فرایندها قسمت اعظمی از تابش خورشیدی که برای انسان و موجودات زنده زیان ‌آور است، جذب می‌گردند. تعدادی از این پدیده‌های برهمکنشی عبارتنداز:


تابش فیزیک امواج کوتاه خورشیدی

اکنون تکنولوژی پژوهشهای فضایی توسعه یافته ‌است و اطلاعات غیر مستقیم تابش خورشیدی که موجب یونش می‌شوند، به حد کافی مورد مطالعه قرار گرفته است. اطلاعات اولیه حاصل از پرتاب موشکها ، اشعه ایکس تابشی ناشی از خورشید ، ، خطوط طیفی لیمن ذره آلفا را نتیجه داده ‌است. با دستگاههای مجهزتر می‌توان طیف فیزیک امواج کوتاه خورشید را عکسبرداری کرد و اثر فوتوالکتریکی را با موشکها مشاهده کرد.

پدیده‌های بارز فیزیک فضا

  • فروغ آسمانی: آسمان شب سیاه کاملا تاریک نیست. ستارگان ، سیارات ، نور منطقه البروجی و ماه هر کدام سطح زمین را روشن می‌کنند. در عرضهای بالاتر شعله‌های شفق و سوسوزدن در سراسر آسمان وجود دارد و این پدیده‌ها بر حسب اقتضا در عرضهای متوسط زمین ظاهر می‌شوند. اتمسفر سیاره در پی این اثرات تابش می‌کند، که این تابش را فروغ آسمانی می‌گویند.

  • شفق قطبی: در عرض‌های بالای زمین ، آسمان شب گاهی به صورت ناگهانی و به شکل متحرک روشن می‌شود که این درخشش‌ها را شفق قطبی می‌گویند. این درخشش‌ها شفاف هستند و می‌توان ستارگان را از داخل آنها مشاهده کرد. اغلب درخشندگی آنها به اندازه‌ای است که با نور آنها می‌توان نوشته‌ای را مطالعه کرد. معمولا در �

تعداد بازدید ها: 65811


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم

فضا (Space)

مقدمه




تصویر




واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه ، جامعه‌شناسی ، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیکن تکثّر کاربرد واژه فضا به معنی برداشت یکسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلکه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است.

مطالعات نشان می‌دهد با وجود درک مشترکی که به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد که دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. فضا یک مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌کند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده‌ است و ... .
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد که چون نهری سیال ، تسخیر و تعریف آن را مشکل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه کافی محکم نباشد، به راحتی به بیرون رسوخ می‎کند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازک و وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع ، فضا کاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.

با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای کافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیکترین تعریف این است که فضا را خلأی در نظر بگیریم که می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. نکته دیگری که در مورد تعریف فضا باید خاطر نشان کرد، این است که همواره بر اساس یک نسبت که چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌ که موقعیت مکانی شخص ، فضا را تعریف می‌کند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراک می‌باشد.

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوه‎های گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌کند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد. در زبان یونانیان باستان ، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌کردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند.


  • افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.

  • از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌کند و آن را جایی خالی می‌داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.

  • لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکت‌اند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

تعریف افلاطونی که فضا را همانند یک هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند که هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد. تعریف ارسطویی که فضا را به عنوان Topos یا مکان بیان می‌کند و آن را جزئی از فضای کلی‌تر می‌داند که محدوده آن با محدوده حجمی که آن را در خود جای داده است، تطابق دارد. تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا کرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تکمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کنند، درآمد.
  • جیوردانو برونو (Giordano Bruno): در قرن شانزدهم با استناد به نظریه کپرنیک ، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره‌ها) ، درک می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته است، حتماً نمی‎بایست که از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

    در اواخر قرون وسطی و رنسانس ، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شکل گرفت. در عالم هنر ، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا کرد، بطوری‌که او با کاربرد پرسپکتیو بر مبنای فضای اقلیدسی ، شیوه جدیدی برای سازمان‎ دهی و ارائه فضا ایجاد کرد.

دوره رنسانس

با ظهور دوره رنسانس ، فضای سه ‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپکتیو خطی معرفی گردید که باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شکل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم ، تجربه‌گرایی باروک و رنسانس ، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد که بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشکلتر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیکی فضا از مفاهیم مکانی و فیزیکی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیکی آن توجه شد، ولی برعکس در زمینه‌های علمی ، مفهوم مکانی فضا پر رنگتر گشت.

نظریه دکارت

دکارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم ، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک ‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر ، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیکی فضا تأکید شده‌است، ولی در عین حال او با تأکید بر فیزیک و مکانیک ، اصل سیستم مختصات راست ‌گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دکارت ، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشت و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد کمی به فضا و مکان بود

نظریات لایب‌نیتز و نیوتن

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان‌ هستند، می‌دید. بر خلاف لایب‎نیتز ، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آنها قرار می‌گرفتند.

در اصل ، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرفهایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها کل توالی رویدادهای طبیعی در جهان ، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حرکت یا سکون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.

نظریه کانت

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری کرد. به عقیده کانت ، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگانهای ادراک محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند.

فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم. فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمودهای فضا به هر شکلی که باشد، معنایی ندارد، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگیها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یکدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساسهای ما نیستند که شکلشان فضاست.

دیدگاه هگل

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد که حقیقت است. برعکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان ، زمان ریاضی نیست، بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




فضا در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند شامل موارد ذیل می‌باشند:
  • ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصله‌ای" بین اشیاء تعریف شده است.

  • یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ می‌تواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
  • یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز می‌دارد.

در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف می‌شود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده می‌نماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است. سوالات فلسفی درباره فضا شامل:

آیا فضا مطلق یا بصورت خالص نسبیتی است؟ آیا فضا یک هندسه صحیح دارد یا اینکه هندسه فضایی فقط یک قرار داد است؟ شخصیتهای برجسته تاریخی مثل آیزاک نیوتن (Isaac Newton) (فضا مطلق است) ، لایب نیتز Gottfried Leibniz (فضا نسبیتی است) و هنری پوآنکاره (Henri Poincare) (هندسه فاصله‌ای یک قرار داد است)، از سردمداران این منازعه می‌باشند. فضا بخشهای نسبتا خالی کیهان است، بیرون از اتمسفر سیارات. گاهی به نام "فضای خارجی" نامیده می‌شود تا از فضای هوایی مکانهای خاکی تمیز داده شود.

از آنجائی که اتمسفر زمین هیچ سراشیبی یا بریدگی ناگهانی ندارد، بلکه بصورت تدریجی با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، هیچ مرز مشخصی بین فضا و اتمسفر وجود ندارد. در زمین ، به افرادی که بالاتر از ارتفاع 80 کیلومتری (50 مایل) سفر می‌کنند، فضانورد می‌گویند. ارتفاع 120 کیلومتری (400،000 فوت یا 75 مایل) مرزی را تعیین می‌کند که اثرات اتمسفر در هنگام بازگشت قابل توجه می‌شوند. همچنین غالبا ارتفاع 100 کیلومتری (یا 62 مایلی) برای مرز بین اتمسفر و فضا استفاده می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم



نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم

http://search.babylon.com/imageres.php?iu=http://funnyhot.net/pics/pics-space/space16.jpg&ir=http://alisamimi2014.blogfa.com/cat-21.aspx&ig=http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR7xdb8zA0UQnOCItZHz3UBG2I92ZgwGJ6TIgfglr9UD8lYgQWzCq8YBOY&h=768&w=1024&q=%D8%B9%D9%83%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%8A%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%81%D8%B6%D8%A7&babsrc=NT_def
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم

زندگي يك ستاره   

جالب است بدانيد كه ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي‌شوند، زندگي مي‌كنند
و سپس مي‌ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر كوتاه انسانها
كفاف نمي‌دهد تا بتوانند زندگي يك ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با اين حال
اخترشناسان اين مراحل را براي ما مشخص مي‌كنند.



در طول زندگي انسان ، ستارگان بيشمار راه شيري عملا بدون تغيير به نظر مي‌رسند.
گاهي يك نواختر (ستاره‌اي كه بطور ناگهاني و انفجاري مقاديري عظيم انرژي از خود
آزاد مي‌كند) ، ناگهان ظاهر آشناي يك صورت فلكي را به مدت چند هفته عوض مي‌كند و
دوباره كم نورتر مي‌شود. منظره زيبايي كه يك ابرنواختر در آسمان پديد مي‌آورد،
بسيار نادر است. ستارگان نيز در نهايت تغيير مي‌كنند و هيچ كدام تا ابد پايدار
نمي‌مانند. ستاره ، هنگامي كه انبار عظيم سوخت هسته‌اي آن به پايان برسد، مي‌ميرد.
ستارگان بسيار جوان هنوز در ميان گازهايي كه از آن شكل مي‌گيرند، پنهان هستند.



ستاره بعد از تولد



بعد از آنكه ستاره شكل مي‌گيرد (تولد ستاره)، بلافاصله حياتي پايدار بدست مي‌آورد.
در همين زمان واكنشهاي هسته‌اي در داخلي‌ترين هسته ستاره ، هيدروژن را به هليوم
تبديل مي‌كند و انرژي آزاد مي‌گردد. سرانجام همه هيدروژن درون آن به مصرف مي‌رسد.
بعد از اين ، تغييراتي در لايه‌هاي دروني ستاره آغاز مي‌شود. در حالي كه واكنشهاي
جديدي از هليوم شروع مي‌شوند، لايه‌هاي بيروني باد مي‌كنند تا ستاره را به اندازه
غول برسانند.



در اثر تغييرات زياد ، ستاره به مرحله متغير بودن مي‌رسد. در نهايت هيچ منبع ممكن
براي آزادسازي انرژي باقي نمي‌ماند. ستارگان كوچكتر در اثر انقباض به كوتوله‌هاي
سفيد تبديل مي‌شوند. ستارگان سنگين‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر مي‌شوند. ماده بيرون
ريخته از يك ابرنواختر ، بخشي از گاز بين ستاره‌اي را تشكيل مي‌دهد كه زادگاه
ستارگان جديد است.



سحابي سياره‌اي



ستارگان در يكي از آخرين مراحل زندگي خود ، قبل از آن كه به كوتوله سفيد تبديل
شوند، منظره بسيار زيبايي در آسمان بوجود مي‌آورند. اين مرحله سبب پيدايش سحابي‌هاي
سياره‌اي مي‌شود. يك سحابي سياره‌اي هنگامي تشكيل مي‌شود كه ستاره مركزي آن ،
لايه‌اي به بيرون پرتاب كند. لايه گاز همانند حلقه‌اي از دود منبسط مي‌شود.



تأثير نيروي گرانش بر زندگي ستارگان



سراسر زندگي ستاره به يك ميدان نبرد شبيه است. نيروي گرانش سعي دارد كه ستاره را
منقبض كند، ولي با مقاومت فشار رو به بيرون ستاره مواجه مي‌گردد. سرانجام ستاره
تحليل مي‌رود و گرانش ، كنترل را بدست مي‌گيرد. در اين حالت ستاره شكل كاملا متفاوت
با ستاره‌اي معمولي و سالم به خود مي‌گيرد.



مراحل مختلف زندگي ستاره



تشكيل كوتوله سفيد



نيروي گرانش يك نيروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر اين نيرو به هم نزديكتر
مي‌شوند. همچنين چون نيروي گرانش با جرم ذرات نسبت مستقيم دارد و نيز چون جرم ستاره
فوق‌العاده زياد است، لذا جاذبه گرانشي درون آن بسيار شديد خواهد بود. به عنوان
مثال در اعماق خورشيد فشار در فاصله يك دهمي سطح تا هسته ، تقريبا يك ميليون بار
بيشتر از فشار جو در سطح زمين است. در اين فاصله فشار تا هزار ميليون بار بيشتر از
فشار جو زمين صعود مي‌كند. اين فشار با مقاومت گازهاي داغ درون خورشيد مواجه
مي‌شود. اين گاز توسط كوره هسته‌اي گرم نگه داشته مي‌شود.



هنگامي كه آتش هسته‌اي رو به كاهش مي‌گذارد، گاز داغ درون ستاره سرد مي‌شود.
بنابراين نيروي گرانش غالب مي‌شود. آنچه در اين مرحله روي مي‌دهد، به جرم ستاره
بستگي دارد. ستاره‌اي رو به مرگ مانند خورشيد ، درهم فرو مي‌ريزد تا به اندازه زمين
برسد. در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نمي‌دهد. ستاره فقط به توده‌اي
از خاكستر راديواكتيو تنزل پيدا مي‌كند و به آرامي سوسو مي‌زند. در اين حالت ستاره
به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود. يك فنجان از ماده آن يك صد تن وزن دارد.



تشكيل ستاره نوتروني



اگر جرم ستاره‌اي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله كوتوله سفيد را نيز
پشت سر مي‌گذارد و متوقف نمي‌شود. فرايند فرو ريزش تا جايي كه قطر ستاره به حدود ده
كيلومتر برسد، ادامه پيدا مي‌كند. در اين نقطه ، ستاره گلوله‌اي چگال از ذرات
هسته‌اي است كه آن را ستاره نوتروني مي‌نامند. يك فنجان از ماده آن ، يك ميليون
ميليون تن وزن دارد.



تشكيل تپ اختر



برخي از ستارگان نوتروني به سرعت مي‌چرخند و در هر بار چرخش ، تابشهايي در محدوده
امواج راديويي گسيل مي‌كنند. اينگونه ستارگان نوتروني ، تپ اختر ناميده مي‌شوند.




تشكيل ابرنواختر



يك ستاره نوتروني بدون وقوع يك انفجار شديد اوليه شكل نمي‌گيرد. ستاره رو به مرگ ،
ممكن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يك ابرنواختر شعله‌ور شود. درخشش آن
چند روز از تمام كهكشانها پيشي مي‌گيرد. از بخش مركزي ابرنواختر ، يك ستاره نوتروني
تشكيل مي‌شود.



تشكيل سياهچاله‌ها



يك ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمي 10 برابر جرم خورشيد چنان زير بار گرانش توليد
شده قرار مي‌گيرد كه هيچ نيرويي نمي‌تواند در برابر فرو ريزش آن مقاومت كند. وقتي
كه چنين ستاره‌اي منقبض مي‌شود و به اندازه‌اي در حدود دو كيلومتر مي‌رسد، گرانش به
حدي زياد مي‌شود كه سرعت گريز از سطح آن به بيشتر از سرعت نور مي‌رسد.



از موشك گرفته تا ذرات نور و علائم راديويي ، هيچ يك نمي‌توانند از سطح آن بگريزند.
اين گرانش به قدري نيرومند است كه همه چيز را به طرف خود مي‌كشد. ما فقط مي‌دانيم
كه در اين حالت ، ستاره به يك سياهچاله تبديل مي‌شود. سياهچاله‌ها را نمي‌توان ديد،
چون نور نمي‌تواند از سطح آن بگريزد.



عقايد انسانها در مورد ستارگان



از يك نظر زماني هر يك از ما درون ستارگان بوده است و از ديدگاه ديگر ، هر كس
روزگاري در فضاي خالي و گسترده بين ستارگان جاي داشته است. بالاخره اگر براي جهان
آغازي در نظر گرفته شود، زماني هر يك از ما در آن آغاز حضور داشته است. به اين معني
كه هر مولكول بدن ما ، داراي موادي است كه روزگاري در مركز داغ و پر فشار يك ستاره
جاي داشته‌اند. در اين نقاط بود كه آهن موجود در سلولهاي قرمز خون ، شكل گرفته است.

عجل لولیک الفرج

لینک
پنجشنبه، 3 آبان، 1386 - سجاد و فرناز

   نخستين فضا نورد جهان   

يوري گاگارين، نخستين فضانورد جهان

سالها پيش در 12 آوريل 1961، زماني كه غرش مهيب موتورهاي قدرتمند راكت حامل وستک۱ سرتاسر پايگاه فضايي بايكنور را در مي‌نورديد، عصر جديدي در تاريخ بشر آغاز شد كه زندگي و فهم بشر از دنياي اطراف را اساساً تغيير داد. در اوج رقابتهاي فضايي دو ابر قدرت زمان، ‌اتحاد جماهير شوروي که پيش از آن نيز تمامي رکوردهاي اوليه تسخير فضا را به خود اختصاص داده بود، بار ديگر گامي بلند برداشت تا نه تنها مردم شوروي را در اين رقابت جهاني سرافراز كند بلکه جهان را وارد عصري تازه نمايد، عصري که انسان توانست قدم از کره خاکي خود بيرون گذارد و براي اولين بار به فراسوي جو زمين سفر کند.يوري گاگارين، سرنشين خوشبخت اين فضاپيماي تاريخي اولين بشري بود كه به فضا سفر كرد. مدار گرد حامل اولين و معروفترين فضانورد جهان پس از آنكه ۱۰۸ دقيقه با سرعت ۲۷۴۰۰  کيلومتر در ساعت، يكبار زمين را دور زد، اولين فضانورد جهان را به سلامت به زمين بازگرداند و بدينسان افتخاري بي‌نظير براي يوري گاگارين و كشورش به ارمغان آورد. مداري كه يوري گاگارين سوار بر وستك 1 پيمود، مداري بيضي شكل بود كه حداقل 169 و حداكثر 315 كيلومتر از سطح متوسط زمين فاصله داشت و صفحه مدار با صفحه استواي زمين زاويه‌اي 65 درجه‌اي مي‌ساخت تا فرود گاگارين را در خاك شوروي تضمين نمايد.در آن زمان براي اينكه كسي عنوان پرافتخار فضانورد را كسب كند مي‌بايستي سوار بر فضاپيماي خود علاوه بر عبور از مرز فضا و قرار گرفتن در مدار قادر به بازگشت به زمين با كپسول فضايي خود نیز مي‌بود. وستك 1 تنها قادر به بازگرداندن فضانوردان به جو زمين بود و شرايط لازم براي فرود نرم و ايمن بر سطح خاك در اين كپسول فضايي ديده نشده بود. از اين رو يوري گاگارين مجبور بود در ارتفاعي خاص از كپسول به بيرون پريده و با چتر نجات خود را به زمين برساند. از آنجا كه اين موضوع مي‌توانست عنوان نخستين فضانورد جهان را از وي سلب نمايد و در نتيجه چنين افتخاري عايد اتحاد جماهير شوروي نيز نمي‌شد، سياستمداران روسي تصميم گرفتند اين داستان را مخفي نگاه دارند تا اينكه اين اواخر و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين موضوع علني شد. (داستانی دیگر از مخفی کاری سران شوروی سابق در امور فضا)

..داستان زندگي يوري گاگارين

 در نهم مارس 1934، يك زوج كشاورز روسي كه در منطقه كلوشينو واقع در حوالي مسكو روي يك زمين مشترك، كشاورزي مي‌كردند، صاحب پسر بچه‌اي شدند كه او را يوري ناميدند.  يوري الكسويچ گاگارين سومين فرزند اين خانواده بود كه بعدها فرزند چهارمي نيز به آنها اضافه شد. مادر وي علاقه عجيبي به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهري بود. از آنجاييكه پدر و مادر يوري به شدت كار مي‌كردند تا معاش خانواده را تأمين نمايند، خواهر بزرگتر يوري از وي مراقبت مي‌كرد. در خلال جنگ جهاني دوم، خانواده گاگارين نيز مانند بيشتر خانواده‌هاي روسي درد و رنج بسياري را تحمل كردند. دو خواهر و برادر بزرگتر وي در سال 1943 به آلمان برده شدند و تنها پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند. معلم يوري خوب به خاطر داشت كه وي دانش‌آموز باهوش و سخت‌كوشي بود و البته بسيار شيطنت مي‌كرد. زماني كه معلم رياضي يوري به نيروي هوايي ارتش سرخ پيوست، آرزويي عميق در قلب اين جوان ماجراجو ريشه دواند که بعدها منشاء اثرات زیادی شد.يوري كه مجبور بود زود به كار مشغول شود، كارگاه آهنگري را برگزيد و اندكي بعد او را براي ادامه تحصيل در مدرسه عالي تكنولوژي انتخاب شد. در همان زمان يوري به عضويت كلوپ هوايي درآمد و پرواز با هواپيماي سبك را آموخت. اين تفريح جديد كه قسمت اعظم وقت يوري را اشغال كرده بود، دريچه جديدي در زندگي وي گشود. يوري كه سخت تلاش مي‌كرد سرانجام در سال 1955 هر دو رشته را با موفقيت به پايان رساند. علاقه شديد وي به خلباني باعث شد كه پس از پايان تحصيلات وارد مدرسه آموزش خلباني اُرنبرگ شود و در همانجا بود كه با والنتينا گوريچوا، دختر جواني كه در 1957 با هم ازدواج كردند، آشنا شد. زماني كه يوري و والنتينا با هم ازدواج مي‌كردند، يوري نشان (Wing) پرواز با ميگ 15 را دريافت كرده بود.وی زماني كه مرد بزرگي شده بود، يك خصوصيت ويژه داشت. يوري بسيار كوتاه قد بودو فقط 157 سانتي‌متر قد داشت. در سال 1960 جستجوي وسيعي براي انتخاب 20 كانديد جهت حضور در برنامه فضايي اتحاد جماهير شوروي آغاز شد. يوري يكي از آن 20 منتخب خوش‌شانسي بود كه تمرينات شديد، وسيع و جديدي را پشت سر گذاشت. در نهايت پس از آزمايشات فراوان پزشكي و فيزيولوژيكي و انجام تمرينات سخت يادگيري بودن در فضا، دو فضانورد باقي مانده بودند: يوري گاگارين و گرمان تيتوف. حدس زده مي‌شود دلايل انتخاب يوري گاگارين به عنوان اولين فضانورد اتحاد جماهير شوروي و همچنين دنيا، علاوه بر مسائل بدني، آموزشي و تواناييهاي وي براي بودن در فضا به اخلاق و روحيات او نيز وابسته بوده باشد. يوري مرد بسيار متواضع و خوش‌مشربي بود كه علي‌رغم قد كوتاهش در جلسات و ميهمانيها به چشم مي‌آمد. در نقطه مقابل وي، گرمان تيتوف بسيار گوشه‌گير و ساكت بود.سرانجام در 12 آوريل 1961، يوري گاگارين سوار بر موشك فضاپيماي وستوك1 اولين انساني شد كه مرز فضا را گشود و قدم به دنيايي اسرارآميز نهاد. يوري بسيار مشهور شده بود و يك شبه ره صد ساله پيمود. او به ناگهان از ستواني ساده به درجه سرهنگي ارتقاء پيدا كرد و با سران حزب كمونيست نشست و برخاست مي‌نمود.اولياي امر زماني كه يوري در مدار زمين بود، اميد كمي به بازگشت وي داشتند و فرض بر اين بود كه يوري در هنگام بازگشت به زمين خواهد مرد. يوري گاگارين پس از اين سفر تاريخي به چهره سرشناس جهان تبديل شد و اتحاد جماهير شوروي از اين چهره استفاده‌هاي سياسي بسياري كرد.يوري گاگارين سرانجام در ۲۷ مارس ۱۹۶۸، در جريان يک پرواز تمريني با هواپيماي ميگ كه بسيار مورد علاقه وي بود، کشته شد و فرصت آن را نيافت تا براي بار دوم زمين را از مدار و از فراسوي جو آن ببيند. اگرچه همواره نام يوري گاگارين به عنوان نخستين فضانورد جهان ياد مي‌شود اما عقيده كارشناسان بر اين است كه اتحاد جماهير شوروي قبل از يوري دو فضانورد ديگر را نيز به فضا اعزام كرده بود كه متأسفانه هر دو بنا به دلايلي مرده‌اند. حدس زده مي‌شود يكي از اين دو نفر ولادمير ايليوشين پسر طراح معروف هواپيماهاي ايليوشين بوده است كه در اثر تزريق اشتباه به مداري نادرست، هنگام بازگشت در چين به زمين برخورد كرد.

 

منبعhttp://www.spacescience.ir/

عجل لولیک الفرج...

 

لینک
جمعه، 27 مهر، 1386 - سجاد و فرناز

   فیزیک ماقبل تاریخ   

سلام بچه ها. یه هفته به همین زودی گذشت و ما باز هم اومدیم با یه مطلب جدید و امیدواریم مفید باشه :

پیش از آن که یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح کنند، اکثر مردم معتقد بودند که زمین مسطح است. مثلا هندوها معتقد بودند که زمین مسطح بر شانه 4 فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بی کران ایستاده اند. مصریان باستان زمین را رب النوع کب می پنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات، تجسم خورشید، بر روی آن خیمده است.



ستاره شناسی باستانی

مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما ، ساعت و تقویم استفاده می‌کردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بود. صورتهای کره ماه ، یک ماه را معین می‌نمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید می آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها ، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان بکار گرفته شد.

آثار مشاهدات آسمان حتی از دوران ما قبل تاریخ ، یعنی قبل از آغاز ثبت رخدادها بر جای مانده است. تصور می‌شود که سنگهای قائم یافته شده در برخی از نقاط اروپا، اولین رصدخانه‌ها باشند و این سنگها برای نشان دادن موقعیت خورشید و ماه در برخی از اوقات سال ، نظیر اعتدالین ، چیده و مرتب شده‌اند. احتمالا مراسم مذهبی در این روزها برگزار می‌شد، هر چند که کاربرد دقیق سنگها به درستی معلوم نیست.

می‌توان نمونه برجسته سنگهای قائم ما قبل تاریخ را در استون هنج انگلیس یافت. این سنگها حول دایره‌ای چیده شده‌اند و ظاهرا بین سالهای دو هزار و دویست تا هزارو ششصد قبل از میلاد بر پا شده‌اند. خیابانی دراز به محلی منتهی می‌شود که خورشید به هنگام رسیدن به بالاترین نقطه آسمان (انقلاب تابستانی) ، در روز به آنجا می‌رسد. از دیر باز استون هنج با مراسم بت پرستی آمیخته بوده است و هنوز آئینهای گرامی داشت انقلاب تابستانی در آنجا برگزار می‌شود.
اغلب ، اختر شناسی اولین علم محسوب می‌شود. تقریبا همه تمدن های پیشین حرکات اجرام سماوی را مطالعه می‌کردند و از اندوخته دانششان برای تعیین زمان، تجارب و نظم دادن به زندگی روزمره بهره می‌گرفتند. این اولین کوشش برای درک نیروهای طبیعی و مهار آنها به سود بشر بود.





نقوش رسمی این لوح رسی بابلی به قرن ششم قبل از میلاد تعلق دارد و مشاهدات نجومی قرون پیش از خود را ثبت کرده است.



اعتقادات بابلیان
بابلیان تقویمشان را از روی رصد ماه که چرخه اش 29.5 روز طول می کشد، ابداع کردند. تقویمهای بابلی که احتمالا نخستین بار در 3 هزار سال قبل از میلاد پدید آمدند، بر اساس 12 ماه قمری بودند. بعد از هر دوره 29 روزه، دوره ای 30 روزه قرار داشت، و سال قمری 354 روز بود. برای مساوی نمودن سال قمری و شمسی، که تغییر فصول را کنترل می کرد هر چند سال یکبار چند ماه دیگر به تقویم اضافه می شد.

بابلیان معتقد بودند که خدایان، خورشید، ماه، سیارات و ستارگان را در آسمان قرار داده‌اند و به دقت بر آنها نظارت می‌کنند. آنها دریافتند که سیارات در پهنه معینی از آسمان حرکت می‌کنند که به برج فلکی معروفند و الگوهای ستارگان این پهنه را به صور فلکی تقسیم نمودند. آنها همچنین مشاهدات خود را از کسوفها، شهابها، ستارگان دنباله دار ثبت کردند.





آثار فلزی تمدنهای باستانی اندیشه‌های جالبی درباره دنیا داشتند و این الگوی برنزی منظومه شمسی

متعلق به قرن نهم قبل از میلاد ، نشانگر آن اندیشه‌هاست. این الگو در غرب آسیا کشف شده است.

مصریان

مصریان باستان توجه اندکی به حرکات سیارات داشتند و از ستاره شناسی تنها برای تعیین زمان استفاده می‌کردند. آنها اولین مردمانی بودند که تقویمی مبتنی بر سال شمسی ابداع نمودند. سال با طغیان رود نیل آغاز می‌شد که رخدادی سالیانه بود و برای جوامع زراعی مجاور کرانه‌اش اهمیتی حیاتی داشت. این طغیان با طلوع صبحدم ستاره شعرای یمانی، درخشانترین ستاره آسمان، مقارن بود.

چینی‌ها
قدمت اختر شناسی چینی به 4 هزار سال قبل از میلاد باز می‌گردد و چینی‌ها متقاعد شدند که حرکات خورشید، ماه و سیارات راهنمای پیشگویی آینده هستند. آنها به دقت آسمان را رصد نمودند و امروزه یاد داشتهای آنها درباره ستارگان دنباله دار و ابرنواخترها برای اخترشناسان کاربرد قابل ملاحظه‌ای دارد. آنها توجه خاصی به کسوف مبذول داشتند و می‌پنداشتند که بد یمن است. آنها تصور می‌نمودند که کسوف بر اثر خورده شدن خورشید توسط اژده‌ها ایجاد می‌شود و در خلال کسوف با کوبیدن قابلمه و ماهی تابه سعی می کردند آن جانور را فراری بدهند.

تمدن مایا
مایایی ها که در خلال سالهای 2000 تا 900 قبل از میلاد ساکن آمریکای جنوبی بودند، معتقد بودند که سیارات و ستارگان خدایانند. آنها برای رصد حرکات متغیر اجرام سماوی اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع نمودند. آنها همچنین با محاسباتی، وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی می‌کردند.
سنگهای کارناک سنگهای کارناک در فرانسه متعلق به 2 هزار سال قبل از میلادند. ظاهرا از آنها برای شمردن

ماههای قمری استفاده می‌شد.

خب پست این هفته هم تموم شد امیدواریم که خوشتون بیاد.راستی نظر یادتون نره

عجل لولیک الفرج...

لینک
پنجشنبه، 19 مهر، 1386 - سجاد و فرناز

   تعيين زمان   

·        چطور زمان تعيين شد ؟

تا به حال با خود فكر كرده ايد كه چرا سال 12 ماه است و بعضي از ماه ها 20 روزه است ؟ چرا دانشمندان ادعا مي كنند كه هر روز 86400ثانيه است ؟

جواب همه اين سؤالات به شناخت زمان باز مي گردد . اگر شما اطلاعات كافي از زمان و چگونگي تقسيمات آن داشته باشيد اين سؤالات تا حدودي برايتان روشن مي شود .

  • زمان چيست ؟

وقتي در فرهنگ لغات به دنبال معني كلمه زمان مي گرديد اين جواب ها برايتان نمايان مي شود :

زمان يك طول دوره است . يك فاصله بين دو اتفاق زنده و يا اتفاقات جاري كه وقوع آنها اندازه گيري شود .

با اين معاني ما كاملا متوجه مي شويم كه زمان چيزي نيست كه بتوان آن را ديد و يا احساس كرد و فقط اتفاق مي افتد . انسان ها از ساليان قبل در تلاش هستند تا زمان را روشن تر سازند و به نتيجه قابل قبولي هم نيز در اين زمينه رسيده اند .

يك روز شروعي از يك زمان قابل اندازه گيري است .روزتشكيل شده از دو دوره زماني است كه بدن ما روز و شب آن را با خوابيدن به اين دوره تطبيق مي سازند . پس ما هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شويم يك روز جديد را آغاز كرده ايم .

اختراع ساعت ها و استفاده از آنها ما را در زمانبندي دقيق كرده است . وجود ساعت هاي پيشرفته كوچكترين لحظات و دقايق را اندازه گيري مي كنند :

پیکو ثانیه : یک تریلینیوم ثانیه است که کوچکترین واحد زمانی است که بشر تا به حال اندازه گیری موفق به اندازه گيري آن شده است .

نانو ثانیه : یک بیلیونیوم ثانیه است.  يك

میکرو ثانیه : برابر با یک میلیونیوم ثانیه است1.-

 1میلی ثانیه : یک هزارم ثانیه است.-

1سنتی ثانیه : یک صدم ثانیه است.-

1دسی ثانیه : یک دهم ثانیه-

1ساعت 60 دقيقه است  (حدود ساعتی که یک شاگرد مي تواند سر کلاس درس بنشیند... ولی انگار توی ایران بیش از این مینشینند ) ثانيه است60 1 دقیقه

: یک روز 24 ساعت است

1هفته : 7روز است

به دور خورشید بچرخد. روز-365  یک سال،زمانی که طول می کشد کره زمین یک دور

دهه :10 سال است-1

.چرا هر روز 24ساعت است؟

حقیقتش ان است که هنوز کسی نمی داند.از سال های سال قبل.اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد به شکل سنتی هرروز 24ساعت در نظر گرفته شده است . که از قرون قبل و در مصر و بر اساس تحقیقات انان این قرار گذاشته شده است.

. سالها :

بشر مفهوم سال را زمانی برگزید که متوجه شد فصل ها با یک روش و زمان متوالی تکرار می شوند.شناخت فصل ها این امکان را می دهد که بتوانید گذر زمان را متوجه شده و خود را برای اب و هوای جدید اماده سازید.

سال از لحاظ علمی به زمانی گفته می شود که زمین یک دور کامل به دور خورشید بچرخد که 365 روز به طول می انجامد که این 1 روز از لحاظ علمی نیز متغیر است.

. ماه ها :

اگر امروزه به تقویم نگاه کنید گیج می شوید زیرا بعضی از ماه ها 30 روز بعضی 31 روز و حتی 29 روز هستند می گویند سال های سال قبل در رم 10 ماه وجود داشت  و 60 روز به درستی محاسبه مشده و حذف شده بود که بعدها به تقویم اضافه شد و ماه ها 12 عدد در سال شد و شاید این یکی از دلایل به هم ریختگی بعضی تقویم ها باشد

لینک
جمعه، 13 مهر، 1386 - سجاد و فرناز

   تاریخچه علم نجوم   

علم نجوم چيست ؟

نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ايست درباره فرايند بوجود آمدن آنچه در آنسوي جو زمين  كه اين جهان ، آسمان و گوي آسمان را از اتم هاي كوچك تا گيتي وسيع شامل مي شود . منجمان اجرام آسماني مانند سيارات ، ستاره ها ،ستاره هاي دنباله دار ، كهكشانها، سحابيها و مواد بين كهكشانها را مطالعه مي كنند . براي اينكه چگونگي تشكيل شدن ، چگونگي بوجود آمدن و منسب هر كدام را مشخص مي كنند و اينكه چگونه بر يكديگر تاثير مي گذارند و چه اتفاقي ممكن است براي آنها بيفتد .

چگونه علم نجوم بوجود آمد؟

قبل از اختراع تلسكوپ ، در نزديكي قرن هفدهم ،نجوم بر مبناي مشاهده با چشم غير مسلح پايه گذاري شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سيارات در آسمان نقشه تهيه مي كردند . متمدن ترين ها براي نقشه برداري آسمان نظام داشتند.. در سال 150 ميلادي يك منجم و رياضيدان يوناني به نام كلوديوس بطلميوس يك رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن 48 گروه ستارهاي كه صورت فلكي ناميده مي شدند را فهرست كرد ، مانند جبار ، برساووش و....كه بيشتر از اسامي اساطير گرفته شده اند . همانطور كه ما هنگام نگاه كردن به ابرها ، آنها را به اشكالي از اجسام آشنا تصور مي كنيم ،همانگونه بطلميوس در گروهبندي ستارگان اشكال آشنا را مشاهده كرد. همچنين بطلميوس متوجه شد كه به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حركت مي كنند او گفت كه تمام اجرام آسماني به دور زمين كه مركز جهان بي حركت ايستاده حركت مي كنند . اين نظريه علمي براي قرنها پذيرفته شده بود . تئوري بطلميوس راجع به جهان طرح زمين مركز ناميده شد زيرا در آن زمين در مركز عالم قراردارد.

چه موقع كشف شد كه زمين بدور خورشيد مي چرخد ؟

یونانیان عقیده داشتند که زمین به شکل کره است.فیثاغورس اولین کسی بود که کروی بودن زمین را در سال 525 قبل از میلاد بیان کرد.اما نخستین استدلال ها در مورد کروی بودن زمین منصوب به ارسطواست.وی در کتاب درباره ی افلاک نوشت،زمین جسمی کروی است و نه یک سطح صاف و برای این ادعا دو دلیل اورد.نخست انکه او دریافته بود که ماه گرفتگی به دلیل قرار گرفتن زمین بین ماه و خورشید است،چون سایه زمین بر روی ماه همواره گرد است پس زمین باید کروی باشد که سایه اش دایره می شود.دومین دلیل این بود که یونانیان طی سفرهای خود متوجه شده بودند که ستاره شمال در مناطق جنوبی پایین تر از نواحی شمالی در اسمان ظاهر می شود و چون ستاره شمال بر فراز زمین ظاهر می شود این جابجایی تنها در صورتی می تواند رخ دهد که زمین کروی باشد.ارسطو عقیده داشت که زمین ثابت و مرکز جهان است و خورشید،ماه و سیارات و ستارگان در مدارهای کروی دور زمین می چرخند و بیش از پیش به تثبیت این عقیده یونانیان پرداخن که کره شکل کامل است.

قبول اين واقعيت مدت ها طول كشيد . در سال 1543 ميلادي يك منجم لهستاني به نام نيكلاس كوپرنيك De Revolutionibus را منتشر كرد كه مشخص مي كرد سيارات به دور خورشيد گردش مي كنند اما نظريه او با تعليمات كليساي كاتوليك مغايرت داشت و كليسا قدرتمندترين سازمان اجتماعي و سياسي آن زمان بود . عقيده هايي مانند طرح خورشيدمركزي كه در جهان تفكر بديع بودند سزاوار كيفر مرگ بودند . بنابراين اگرهم تعدادي ديگر ازمنجمان طرح كپرنيك را مي پذيرفتند از تصديق كردن آن هراس داشتند . در سال1632 گاليلئو گاليله ، يكي از برجسته ترين منجمان در طول تاريخ ، سرانجام يك كتاب در حمايت از نظريه كپرنيك منتشر كرد . كليساي كاتوليك روم گاليله را براي محاكمه به خاطر بدعت گذارن احضار كرد و اين منجم براي برگشتن از حرفش يا مرگ حق انتخاب داشت . گاليله دست از عقيده خود كشيد اما كليسا از پذيرفته شدن طرح خورشيد در عرف نمي توانست جلوگيري كند(در سال 1992كليساي كاتوليك روم رسما با گاليله و كپرنيك موافقت كرد.)

لینک
جمعه، 6 مهر، 1386 - سجاد و فرناز

   آغاز جهان   

خوب بالاخره انتظارابه پایان رسید و اولین پستمون روطبق قرار داریم می ذاریم . امیدواریم خوشتون بیاد و حالا حالاها با ما باشین . ضمنا نظر یادتون نره.

همه ما می دانیم که جهان آغازی داشته است اما پی بردن به آن کاری بس دشوار و نیازمند علوم پیچیده ای نظیر علم نجوم .ریاضیات و....است .کنجکاوی های ما باعث می شود سئولاتی از قبیل اینکه جایگاه ما در جهان چیست ؟ و یا جایگاه خود جهان کجاست ؟جهان چطور آغاز شده است؟ ویا اینکه سن جهان چقدر است ؟ و... در ذهن انسان ها ایجاد می شود . در اینجا سعی داریم مقدار بسیار کمی از عطش انسان در دانستن جواب این سئولات کم کنیم . پس ابتدا به انفجار بیگ بنگ که اغازگر جهان است اشاره مختصری می کنیم و بعد از آن به چگونگی به وجود آمدن نخستین اتم ها و سپس به بررسی سن جهان می پردازیم .

بيگ بنگ يكي از سؤالات هميشه پايدار در طول زندگي انسان ها اين بوده است كه : جهان چگونه آفريده شده است ؟ عده اي بر اين عقيده اند كه جهان آغازي نداشته است و پايان آن نيز بي نهايت خواهد بود . در ميان اين نظريه ها ، تئوري بيگ بنگ داراي اعتباري بيشتري است . حدود 15 ميليارد سال قبل در انفجاري فوق العاده عظيم انبساط جهان آغاز شد . اين انفجار اصطلاحا" به بيگ بنگ Big Bang معروف است كه در زبان فارسي معادلي به نام مهبانگ براي آن وجود دارد . در نقطه اي كه اين رويداد انجام پذيرفت تمام ماده و انرژي جهان متمركز بود ؛ چه چيز قبل از اين رويداد وجود داشت آيا ماده اي خالص بود ، هنوز ما كاملا" نمي دانيم و در فكريم . اين رخداد يك انفجار مرسوم نبود . فضا پس از اين رويداد پر از ذرات شد . بيگ بنگ كاملا" به انفجار فضا در خودش بستگي داشت و اين انفجار برخلاف انفجار يك بمب است كه به طرف خارج تكه هايي را پرتاب مي كند . در آن زمان كهكشان ها و يا خوشه ها وجود نداشتند . ولي در كل بيگ بنگ بنياد جهان را پايه گذاري كرد . منشأ تئوري بيگ بنگ را مي توان ادوين هابل دانست . هابل به اين موضوع پي برد كه جهان پيوسته در حال گسترش است . همچنين او به اين موضوع پي برد كه سرعت كهكشان ها با فاصله يشان متناسب است . يعني مثلا" كهكشان هايي كه دو برابر از ما دورترند دوبرابر سريع تر حركت مي كنند . ديگر نتيجه اين بود كه جهان در همه جهت در حال گسترش است . با توجه به مشاهدات ادوين هابل تنها تئوري بيگ بنگ مي تواند اين موضوعات را شرح دهد .بعد از بيگ بنگ جهان پيوسته در حال انبساط بوده است و بدين سان رفته رفته فاصله ي خوشه هاي كهكشاني بيشتر و بيشتر شد . اين پديده خارق العاده كه كهكشان ها همواره از هم فاصله مي گيرند را انتقال به قرمز مي گويند . يعني نور كهكشان هاي دور وقتي به زمين يا هر كهكشان ديگر نزديك مي شود طول موج آن كشيده مي شود ، در واقع افزايش مي يابد . اين سرعت كهكشان ها به فهم اين موضوع كمك مي كند كه همه از يك نقطه نشأت گرفته اند . مدركي ديگر نيز براي بيگ بنگ وجود دارد ؛ در سال 1964 دو ستاره شناس به نامهاي آرنو پزيانس و رابرت ويلسون در يك كوشش مشترك امواج ميكروموج را از فضاي بيروني جو كشف كردند . آنها به طور اتفاقي منشأ جار و جنجال هاي بيرون را كشف كردند . اين سر و صداها به نظر نمي آمد كه از يك نقطه نشاأت گرفته باشند در عوض از همه ي جهات به يك اندازه مي آمد . آنها از دورترين نقطه ي جهان مي آمدند كه بعد بيگ بنگ آنها محل واقعه را ترك كرده بودند . اين كشف و كه نتيجه نخستين انفجار و پرتوافشاني بوده است اعتماد به بيگ بنگ را افزايش ميدهد . ناسا ميكروموج هايي را كشف كرد كه از بيرون جهان منشأت گرفته بودند . هرچند كه اين ماهواره كشف كرد كه جهان سردي آغاز شده كه هنوز در حال انبساط يافتن بود نوسانات كم به علت تفاوت دمايي وجود را آغاز كرد . اين نوسانات محاسبات نخستين از امكان سرما و پيشرفت جهان در كسري از ثانيه بعد از بيگ بنگ را ثابت مي كند . اين نوسانات در جهان براي توصيف و شرح لحظه اي بعد از بيگ بنگ آماده شده است .
در تئوري بيگ بنگ براي هريك از سؤالات مهم راه حلي قابل قبول ارائه شده است . چون مشاهدات كامل تر شده اند و پژوهش ها نيز افزايش يافته است ، تئوري بيگ بنگ تكامل يافته است و اطلاعات ما از منشأ جهان اساسي تر شده است . نخستين اتم ها حال كه در تلاش هاي بسيار دانشمندان توانسته چگونگي ساخته شدن جهان را مورد بررسي قرار دهند سؤال منطقي ديگر اينجا است كه پس از آن چه رخ داد ؟ در كسر بسيار كوچكي از نخستين ثانيه آفرينش بود كه خلاء كامل آغاز شد جايي كه امروزه مي دانيم كه جهان در آن رشد كرده است . در اين لحظه بسيار كوتاه جهان آشامه اي از پلاسما بود . علم تدابيري براي اين لحظات دارد كه پايه اي بر آنچه است كه امروز مي دانيم . بي درنگ پس از بيگ بنگ ، چنانكه هر كس مي تواند تصور كند جهات به طور عجيبي گرم بود چنانكه به سرعت ماده و ضد ماده در جهات مختلف انتشار يافتند . در زماني در حدود 43- ^ 10 ثانيه بعد از آفرينش به مقداري ماده و ضد ماده تبديل شد .همچنين اين دو نوع با يكديگر آفريده شدند ؛ آنها با يكديگر برخورد مي كردند و نابود مي شدند و در عوض انرژي خالص پديد مي آمد . خوشبختانه براي ما يك عدم تقارن ، توجه ماده وجود داشت . جهان مي تواند در راهي مساعد براي ايستادگي ماده رشد كند . از اين گذشته جهان از آغاز با منبسط شدن همراه بود ، اين تفاوت باعث رشد وسيع آن شد . ذراتي كه در جهان به وجود آمده بودند به ترتيب آفريده مي شدند و دوباره به همراه ضد ذرات نابود مي شدند . براي ذراتي كه در جهان به وجود آمدند نامگذاري خاصي داريم اين ذره ها هر كدام به تنهايي نامي دارند از جمله نوترينو ها ، باريون ها ، الكترون ها و كوارك ها كه هر كدام از اينها سازنده ي كالبد ماده ي زندگي است كه امروزه ما آنها را مي شناسيم . هنگام آغاز دوره ي باريون ها ذرات سنگين قابل شناخت وجود نداشت زيرا هنوز بسيار داغ بود . در اين لحظه فقط آشامه ي كوارك وجود داشت .. بعد از آن دماي جهان در خدود 300ميليارد درجه كلوين رو به نزول گذاشت . اگر بخواهيم تشبيه نسبتا" خوبي به كار ببريم مي توانيم بگوئيم همانند آبي كه تبديل به يخ شده باشد . حال جهان تركيبي از نوترون ها و فوتون ها است كه آنها را هادرون مي خوانيم . هنوز ماده ي پيچيده اي در اين دما وجو ندارد . اگر چه ذرات بار دار يا همان لپتون ها نيز وجود داشتند ولي از واكنش دادن با هادرون ها منع مي شدند كه البته ماده ي پيچيده تري نيز هستند . به زودي لپتون ها كه شامل الكترون ها نيز هستند مي توانند به هادرون ها متصل شوند و اتصال و اتحادي را بين خود به وجود آورند كه در واقع همان ماده ي مشترك است . در حدود يك تا سه دقيقه پس از آفرينش جهان نوترون ها و پروتون ها با هم واكنش نشان دادند و هسته ي دوتريوم كه ايزوتوپي از هيدروژن است را مي افريند به زودي دوترويوم نوترون ديگري را نيز جذب مي كند و هسته ي تريتيوم را نيز مي سازد تريتيوم نيز يكي ديگر از ايزوتوپ ها هيدروژن است . به سرعت به پيروي از اين واكنش پروتون ها و نوترون هاي ديگري نيز افزوده مي شود كه پس از تريتيوم با اضافه شدن پروتون هسته ي هليوم ساخته مي شود . دانشمندان بر اين عقيده اند كه در نخستين سه دقيقه آفرينش براي هر هسته ي هليوم ده پروتون وجود داشت . بعد از افزايش سرما اين پروتون ها مي توانستند الكترون ها براي آفريده شدن هيدروژن معمولي اسير كنند . نتيجه آن جهان امروز كه به ازای هر هليوم يازده اتم هيدروژن موجود مي باشد . . بيشتر اين اطلاعات صحيح از حدس انسان سرچشمه مي گيرند . با تحقيقاتي كه امروزه در جهان صورت گرفته است مي توانيم درباره گذشته آن توضيحي دهيم . تلاش هاي بسياري در چهت فهم شكل گيري باريون ها و تعداد آنها صورت گرفته است . هرچند كه تلاش هاي بسياري براي چگونگي شكل كردن نخستين اتم ها و همچنين آفريده جهان صورت گرفته است با اين حال ما هنوز از اينها كاملا" مطمئن نيستيم . سن جهان علم از روي شواهد و قرائن موجود مي تواند سن جهان را از بيگ بنگ تا كنون حدس بزند . با به كار بستن معادله هاي مشترك و معمولي فيزيك از فاصله و سرعت برابر با زمان كه دوباره از مشاهدات هابل استفاده مي شود ، نسبيتا" مي توان سن آن را به طور صحيح تخمين
دو اندازه گيري به فاصله حركت كهكشان ها از ما و انتقال به قرمز كهكشان نيازمند بودند . شكست نخستين كوشش ها باعث جستجوي مسافت از ميان مثلثات شد . دانشمندان اين امكان را داشتند تا ضخامت مدار زمين را به دور خورشيد محاسبه كنند كه حركات خورشيد را در كهكشان خودمان تقويت مي كرد . متأسفانه اين محاسبات به تنهايي قادر نبودند تا فاصله هنگفت بين كهكشان ما و آن جسم را تعيين كنند تا سن جهان تخمين زده شود. گام بعد فهم ارتعاش ستاره ها بود . آن مشاهدات در زمينه ي ستارگاني بوده است كه داراي درخشش يكسان هستند و سوسو زدن آنها نيز يكسان بوده است . دانشمندان فرض مي كنند كه ستاره هايي كه در كهكشان خودمان هستند و چشمك زدن يكساني نيز دارند همچون اجرامي هستند در مقدار فاصله يكساني در فاصله هاي كهكشاني بايد باشند كه شدت يكساني دارند . استفاده از روش مثلثات محاسبه ي فاصله ي ستاره از كهكشان ما را امكان پذير مي سازد . از اين رو فاصله ي كهكشان هاي دور با مطالعات مختلفي قابل محاسبه است البته سختي اين كارها همانند تعيين فاصله ي دو اتومبيل در شب ظلماني است . فرض كنيد چراغ جلوي دو اتومبيل شدت تابش يكساني دارد . از ديد ناظر نور اتومبيلي واضح تر به نظر مي رسد كه از او فاصله ي كمتري داشته باشد و آن اتومبيلي كه از او دورتر است كم فروغ تر به نظر مي رسد . باز هم اين راه حل نمي تواند مسافت هاي بسيار زياد كهكشان ها را به تنهايي مورد محاسبه قرار دهد . در فاصله ها خاص غير ممكن است كه فاصله ي كهكشان را از يك ستاره مشخص سازيم . زيرا انتقال به قرمز زياد اين كهشكان ها بايد يك روش داشته باشد تا فاصله تمام خوشه ها كهكشاني از يك ستاره به تنهايي اندازه گيري كند . محاسبات براي بدست آوردن فاصله ي خوشه و انتقال به قرمز آن ، نظري پاياني است كه تعيين مي كند كهكشان چند سال از ما در حال حركت بوده است . تك تك اين اعداد مي توانند به صورت تك تك محاسبه شوند و زماني كه اين دو كهكشان در يك مكان و يك زمان بودند را بازگرداند كه در واقع همان لحظه ي بيگ بنگ است . معادله ي عمومي كه براي محاسبه سن جهان استفاده مي شود به صورت زير است : (distance of a particular galaxy) / (that galaxys velocity) = (time)
or

4.6 x 10^26 cm / 1 x 10^9 cm/sec = 4.6 x 10^17 sec

حاصل اين معادله برابر 17 ^ 10 × 6.4 ثانيه است كه با اندكي محاسبات بسيار ساده رياضي مي توانيم آن را به عددي كه تقريبا" برابر پانزده ميليارد سال است تبديل نمود . اين محاسبه تقريبا" براي هر كهكشاني كه قابل مطالعه است صدق مي كند . هرچند كه اندازه گيري اين مقدارها كه در معادلات به دست آمده اند كه تخميني از سن جهان مي باشند مي توانند صحيح باشند . در صورتيكه برآورد سن جهان فرايندي پيچيده است . اين دستاورد در اين علم گامي بحراني است .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 توسط محمد معصوم

فضا

از دیرباز فضا یکی از جستارهای بنیادین در فلسفه و علم به‌شمار آمده‌است.

محتویات

 [نهفتن

در فیزیک [ویرایش]

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. مفاهیم گوناگونی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند عبارت‌اند از:

  • ساختاری که توسط یک مجموعه از «روابط فضایی» بین چیزها تعریف شده‌است
  • خمینه‌ای (منیفلدی) که توسط یک دستگاه مختصاتی تعریف شده باشد که در آن بتوان مکان چیزها را تعیین کرد
  • نهادی که اشیاء موجود در جهان را از تماس و برخورد با یکدیگر باز می‌دارد
  • وضعیتی در حوزهٔ معنایی وجود که «زمینه»ی اَشکال بروز یافته را فراهم می‌کند و بدین ترتیب حرکت و پویایی فیزیکی را ممکن می‌سازد.

در فیزیک کلاسیک، فضا، یک فضای اقلیدسی سه‌بعدی است که در آن هر موقعیتی را می‌توان با استفاده از سه مختصات توصیف کرد. فیزیک نسبیت از فضازمان به جای فضا استفاده می‌کند، فضازمان بصورت یک خمینه چهاربعدی مدل می‌شود.

از جمله پرسش‌های فلسفی دربارهٔ فضا عبارت‌اند از: آیا فضا مطلق است یا کاملاً نسبیتی است؟ آیا فضا هندسهٔ درست واحدی دارد یا اینکه هندسهٔ فضا فقط قرارداد است؟ از جمله شخصیتهای برجسته تاریخی‌ای که در مباحث موضع مشخصی داشته‌اند، می‌توان از آیزاک نیوتن (فضا مطلق است)، گاتفرید لایبنیتس (فضا نسبی است)، و هانری پوانکاره (هندسهٔ فضایی قراردادی است) نام برد.

تجربهٔ‌های ذهنی مرتبط با این پرسش‌ها، بحث سطل نیوتن و جهان کروی پوانکاره هستند.

نگاه کنید به: مختصات کروی، مختصات دکارتی، فلسفه فیزیک

در معماری [ویرایش]

با اینکه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و می‌شود، در فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه فضا در کتاب‌های مرجع معماری نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است.

دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد معماران از واژه فضا چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی معماری نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث‌انگیز بوده‌است، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای معماری و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم فضا در تئوری معماری، بایستی به دیدگاه‌های معماران و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای معماری استناد نماییم. در میان نظریه‌پردازان معماری مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم فضای معماری را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده‌اند اهمیت آن را در معماری بازنمایانند.

برونو زوی معماری را هنر فضا و فضا را ذات معماری معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی‌نماید. برداشت او از فضا صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرف‌اند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات معماری برای زوی، سازمان‌دهی معنادار فضا از طریق فرایند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، فضا ماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد.

برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای معماری، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می‌نماید. او بر این عقیده‌است که تجربه فضایی معماری در شهر تداوم می‌یابد، در خیابان‌ها، میدان‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها، استادیوم‌های ورزشی، حیاط خانه‌ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته‌ای بوجود آورده‌است. اگر در داخل بنایی فضا محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، فضا به شمار نمی‌آید. اما آیا می‌توان حرکت در فضای بزرگراه مستقیم‌الخط و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته‌است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید به‌وسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به‌وسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز می‌کنند، محدود شده باشد، فضای شهری محسوب می‌شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که هر بنا هم‌زمان دو فضا را بوجود می‌آورد: فضای داخلی که به‌وسیله اثر معماری معین شده‌است و فضای خارجی یا شهری که به‌وسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده‌است.

مفهومی که برونو زوی از فضای معماری مطرح می‌نماید، هنوز پذیرش عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه‌پردازان می‌باشد. برای نمونه به گفته وان درلان، فضای معماری با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از فضای طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود.

در واژه‌نامه تخصصی معماری واژه فضا در حوزه معماری و هنرهای دیداری این گونه تعریف شده‌است:

« فضا: حوزه‌های گسترش یابنده و در عین حال فراگیرنده بوده و جایگاهی یا محیطی را در ابعاد جسمانی یا فیزیکی و روانشناختی تعریف می‌نماید. از کل روابط شکل، رنگ و حرکت شکل گرفته، گاه خالی یا منفی است و گاه فاصله میان عناصر را مشخص می‌نماید، خواه این فاصله در سطح باشد یا در عمق که توسط قواعد پرسپکتیو مجسم می‌شود. فضای دو بعدی فقط طول و عرض داشته، فضای تزئینی نیز به طول و عرض محدود می‌باشد. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲)  »

۱

۱. (۲) اجزاء و مثل اتاق‌ها و تالار و حیاط، جای تهی، حجم پر نشده و توخالی، کیفیت و بیان معماری. فضای سه بعدی: شامل عمق، طول و عرض. فضای چهار بعدی، علاوه بر ابعاد سه‌گانه بعد زمان را می‌رساند که به آن، فضای لایتناهی می‌گویند. تصویری است که توهم فضا در آن معادل بی کرانگی در محیط است.

فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای داخلی ساختمان که مورد کاربرد انسان‌ها قرار می‌گیرد و در طول اوقات سرد سال، گرم شده و طی اوقات گرم سال خنک می‌شود. شرایط دمای این فضاها در ساختمان باید در محدودهٔ آسایش باشد.

فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای درونی ساختمان که در اوقات گرم یا سرد سال ضروری نیست خنک یا سرد شوند. م. انبارها، پارکینگ‌هایی که از سه طرف با دیوار محصورند، دالان‌ها و مانند آن‌ها.

فضای معماری: فضایی که توسط سطوح، به شکل‌های گوناگون محدود گشته و به عملکردهای تعیین شده پاسخ می‌گوید که موضوع و جوهر اصلی معماری است.

فضای معماری: معماری عبارت است از علم و هنر شکل بخش فضای زیست انسان، به عبارت دیگر: معماری به وجود آورندهٔ فضایی است که انسان را از عوامل طبیعی مصون داشته و فعالیت زندگی فردی و اجتماعی او را در برگرفته و به نیازهای مادی و معنوی انسان پاسخگو خواهد بود.

پس می‌توان گفت: فضایی که توسط سطوح عمودی و افقی به وجود می‌آید، موضوع و جوهر اصلی معماری ست به عبارت دیگر موضوع اصلی و در حقیقت جوهر معماری فضا است. یک ساختمان، فقط مجموعه‌ای از طول، عرض و عمق نیست بلکه مجموعه‌ای است از اندازه‌های مختلف فضاهای خالی که انسان می‌تواند در آن حرکت و زندگی کند. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲)

در ستاره‌شناسی [ویرایش]

فضا قسمت‌های نسبتاً تهی کیهان است که بیرون از جوّ سیارات قرار دارد. فضا را گاهی برای تمایز از فضای جوّ و مکان‌های زمینیِ، «فضای بیرونی» می‌نامند.

از آنجا که جوّ زمین ناگهان تمام نمی‌شود، بلکه کم‌کم با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، مرز مشخصی میان فضا و جوّ وجود ندارد. در ایالات متحده آمریکا، به افرادی که بالاتر از بلندای ۵۰ مایلی (۸۰ کیلومتری) سفر کنند، فضانورد گفته می‌شود. ارتفاع ۴۰۰٬۰۰۰ پایی (۱۲۰ کیلومتری) مرزی است که آثار جوّی در ورود دوباره مشهود می‌شوند. غالباً از ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری به عنوان مرز میان جوّ و فضا یاد می‌شود.

نگاه کنید به: فیزیک نجومی، هوافضا، فناوری فضایی، مهاجرت به فضا، شاتل فضایی

در ریاضیات [ویرایش]

در ریاضیات، فضا مجموعه‌ای است که معمولاً ساختار اضافی‌ای هم دارد.

برای نمونه، نگاه کنید به فضای اقلیدسی، فضای برداری، فضای برداری هنجارین، فضای باناخ، فضای ضرب داخلی، فضای هیلبرت، فضای توپولوژیک، فضای یکنواخت، و فضای متریک.

در روانشناسی [ویرایش]

اصطلاح فضای درون گاهی برای توصیف محتویات ذهن انسان به کار برده شده‌است.

پیوند به بیرون [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  • Reichenbach, Hans. The Philosophy of Space & Time, Translated by Maria Reichenbach and John Freuned, Dover Publications, Inc., New York, ۱۹۵۷. Standard Book Number: ۴۸۶-۶۰۴۴۳-۸
  • صدر، سید ابوالقاسم. (۱۳۸۰). دایره المعارف معماری و شهرسازی (مصور). ویرایش محسن نیک بخت، تهران: انتشارات آزاده.

جستارهای وابسته [ویرایش]


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک